لک برداشتن

مترادف‌ها

پاک کردن، زدودن

متضادها

لک کردن، کثیف کردن، آلودن

لغت نامه دهخدا

لک برداشتن. [ ل َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) لک برداشتن میوه؛ قسمتی از آن به آسیب وزخمی رنگی دیگر گرفتن.

فرهنگ معین

(لَ. بَ تَ ) (مص ل. ) (عا. ) قسمتی از میوه که بر اثر آسیب و فساد به رنگ دیگری درآمدن.

فرهنگ فارسی

لک برداشتن میوه. قسمتی از میوه براثر آسیب و فساد برنگ دیگر در آمدن.

ویکی واژه

(عا.)
قسمتی از میوه که بر اثر آسیب و فساد به رنگ دیگری درآمدن.

جمله سازی با لک برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه لازم منت خشک از فلک برداشتن صائب؟ چه رنگینی دهد این جام خالی محفل ما را؟

💡 برای لک برداشتن از روی پارچه‌های حساس، همیشه توصیه می‌شود که از مواد شوینده بسیار ملایم و طبیعی استفاده کنید تا پارچه آسیب نبیند.

💡 او تمام شب را صرف لک برداشتن از روی کف‌پوش‌های چوبی خانه کرد تا دوباره مثل روز اول براق و تمیز به نظر برسند.

💡 مهارت در لک برداشتن از روی لباس‌های ابریشمی، نیازمند صبر زیاد و استفاده از روش‌های بسیار تخصصی و علمی در فرآیند شستشو است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران