لغت نامه دهخدا
لنگر نگاه داشتن. [ ل َ گ َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) لنگر از کف ندادن.
- لنگر نگاه نداشتن؛ از اعتدال بدررفتن. سراسیمه شدن. ( مجموعه مترادفات ص 337 ).
لنگر نگاه داشتن. [ ل َ گ َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) لنگر از کف ندادن.
- لنگر نگاه نداشتن؛ از اعتدال بدررفتن. سراسیمه شدن. ( مجموعه مترادفات ص 337 ).
( ~. نِ. تَ ) [ یو - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: زمام اختیار را از دست ندادن.
( مصدر ) اعتدال خود را حفظ کردن زمام اختیار را از دست ندادن.
کنایه از: زمام اختیار را از دست ندادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانش پنهان اما از غیر اهلش پوشیده و مستور است. وحکیمان همچنان در پنهان نگاه داشتن آن کوشند و آن را به رمز نویسند و در آن کتابتی به کار برند جز آن گونه که مرسوم و معهود است.
💡 لغت شناسان، نظم را به معناى آراستگى، هماهنگى، پيوستگى ترتيب زمانىيا عددى يا مكانى، رشته مرواريد، ميزان كردن، قاعده قانون،... دانسته اند؛ (3)انضباط نيز در لغت، به معناى استوار شدن، نگاه داشتن، رعايت قوانين و مقرراتو نيز وفاى به نظم است. كلمه هايى مانند صف، حد و حدود،تدبير، اقتصاد و ميانه روى و اتقان، بيان كننده جلوه هاىنظمند.
💡 پنجم حفظ حواس و نگاه داشتن زبان از کلمات زشت که در عقل و شرعحرام است، و چشم فرو گرفتن از هرجایی تا آب روی برجای بماند، و نگاه داشتن سمع از بیهوده شنودن، و دست بداشتن از هرچه مروت را خلل آرد، و مشام از روایح متغیر، برای مصلحت مزاج. واین حواس از مقدمات خصال حمیده است.