لغت نامه دهخدا
لنگ بند. [ ل ُ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه لنگ بندد:
سرو از جوش لاله و سنبل
لنگ بندی است زلف کاکل دار.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
لنگ بند. [ ل ُ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه لنگ بندد:
سرو از جوش لاله و سنبل
لنگ بندی است زلف کاکل دار.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
( صفت ) آنکه لنگ بندد: سرو از جوش لاله و سنبل لنگ بند است زلف کاکل دار. ( محمد سعید اشرف آنند لغ. )
💡 ریاست قبیله ساکی در دوره تیمور لنگ با امیر جلال الدین حسن بودهاست. از آنجایی که قبیله ساکی در آن زمان در شمال خوزستان سکونت داشتند، وی در یورش تیمور لنگ به مناطق لرنشین از هم پیمانان اتابک افراسیاب حاکم لر بزرگ محسوب میشد. امیر حسن ساکی به خواستههای فرستادگان امرای تیمور تن در نداد و حاضر به یاری دادن سپاه تیمور نشد و بر خلاف میل آنها به یاری اتابک افراسیاب شتافت و در نتیجه جنگ و جدالهای فراوان شکل گرفت، اتابک افراسیاب و هم پیمانانش شکست میخورند. جلال الدین حسن ساکی نیز در لرستان متواری میشود اما عاقبت در خرمآباد دستگیر میشود و او را در همانجا به بند میکشند. پس از مدتی او را از خرمآباد به دزفول میبرند و علیرغم پا در میانی برخی افراد سرشناس لرستان و خوزستان وی را در آنجا به قتل میرسانند.