لغت نامه دهخدا
لعبت ساز. [ ل ُ ب َ ] ( نف مرکب ) لعبت گر.
لعبت ساز. [ ل ُ ب َ ] ( نف مرکب ) لعبت گر.
۱. عروسک ساز.
۲. بت ساز، بتگر.
( صفت ) ۱- آنکه عروسک سازد. ۲- آنکه خیمه شب بازی را راه اندازد. ۳- بت ساز بتگر.
💡 مجلسی در ساز در بستان و هر سوئی نشان لعبتان گلرخ و حوران سیم اندام را
💡 شنیدم همان چنگ و آواز و ساز باطراف من لعبتان دلنواز
💡 کسی کاین چنین لعبتی ساز کرد مگویید نیرنگ، اعجاز کرد
💡 بر ساز مجلسی که نباشد در او کسی جز لعبتی که چنگ زند جز مئی و نی
💡 ره شرعش سپار و جان فنا ساز نقاب از لعبت صورت برانداز