لغت نامه دهخدا
لب چره. [ ل َ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) لب چرا. شب چره. نقلی که چون یاران با هم صحبت دارند در مجلس آرند که آن را میخورند و سخن میدارند:
به عیش یکدمه احمد مساز با شربت
ز نقل لب چره بردار توشه جاوید.احمد اطعمه.
لب چره. [ ل َ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) لب چرا. شب چره. نقلی که چون یاران با هم صحبت دارند در مجلس آرند که آن را میخورند و سخن میدارند:
به عیش یکدمه احمد مساز با شربت
ز نقل لب چره بردار توشه جاوید.احمد اطعمه.
( ~. چَ رِ ) (اِمر. ) نخود و کشمش و انواع میوه های خشک که در مجالس بزم و وقت صحبت با یاران صرف کنند، شب چره، تنقلات.
( اسم ) نخود و کشمش و انواع میوه های خشک که در مجالس بزم ووقت صحبت با یاران صرف کنند شب چره تنقلات: بعیش یکدمه احمد مساز با شربت ز نقل لب چره بردار توش. جاوید. ( احمد اطعمه لغ. )
لب چرا. نقلی که چون یاران با هم صحبت دارند در مجلس آرند که آنرا می خورند و سخن می دارند.
{snack} [تغذیه] غذایی سبک که معمولاً بین وعده های اصلی غذا خورده می شود
نخود و کشمش و انواع میوههای خشک که در مجالس بزم و وقت صحبت با یاران صرف کنند، شب چره، تنقلات.
💡 مکانهای این روستا که دارای طبیعتی زیبا هستند که میتوان به هفت چشمه، میانراه، آبشار چره، بوردشت و مسیرهای کوهنوردی این روستا و... اشاره کرد.
💡 همه با چره تابان و دل شاد همه با جسم پاک و جان خرم
💡 تَرَکِش (از مصدر ترکیدن) یا به فارسی افغانستان چره به قطعات پرتاب شده در اثر انفجار مهمات گفته میشود.
💡 چون مرا میکشی از چره برانداز نقاب تا خلایق همه دانند که بیتقصیرم
💡 شيخ الشريعه در پى مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمن كتابخانه مهمى ايجاد كرد كهدانش پژوهان از آن استفاده مى كردند و از ديگر اقدامات ايشان صدور اعلاميه هاى فراوانبود كه پرده از چره استعمار مى زدود در قسمتهائى از يكى از اين اعلاميه ها آمده است.