لا و لاکرامه
لغت نامه دهخدا
( لا و لاکرامة ) لا و لاکرامة. [ وَ ک َ م َ ] ( ع صوت مرکب ) چون سؤال یا خواهش کسی را رد کردن خواهند بدرشتی، در جواب او گویند لا و لا کرامة: گفتند اگر رأی خداوند بیند از پیش خداوند برود. گفت لاولا کرامة. گفتند پیر است و حق خدمت دارد و از این نوع بسیار گفتند تا دستوری داد. ( تاریخ بیهقی ص 369 ).
جمله سازی با لا و لاکرامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا اندیشه لا و نعم نیست بعبد آن کن که میزیبد ز مولی
💡 خسرو شرعست و شیرین لفظ او شیرین اوست جلوه شیرین او بر مسند لا و نعم
💡 ذات حق از لا و الا برتر است هر ز اسفل هم ز اعلی برتر است
💡 ببینی لا و الّا گرد ولا شو ز دید جزو و کلّ کلّی فنا شو
💡 گفتمش: ای عزیز من، خوار شدم ز عشق تو گفت که: نانه خوار بین، کاوره فن لا و لو