قورمه سبزی
لغت نامه دهخدا
قورمه سبزی. [ قُرْ م َ / م ِ س َ ] ( اِ مرکب ) نوعی قرمه و طرز تهیه آن بدین گونه است که قورمه سبزی را چند نوع می پزند از جمله یک طریقه این است که گوشت را قلیه کرده در پیاز و روغن سرخ می کنندو آب میریزند، نیم پز که شد تره و شبت و اسفناج خرد کرده را در روغن و پیاز سرخ کرده داخل می کنند و قبل از آنکه سبزی پخته شود و به روغن آید آبغوره میریزند و پس از اینکه به روغن آمد بردارند و کمی شنبلیله راهم به قورمه سبزی اضافه کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی قورمه طرز تهیه: قورمه سبزی را چند نوع می پزند. از جمله یک طریق این است: گوشت را قلیه کرده در پیاز و روغن سرخ کنند و آب می ریزند نیم پز که شد تره و شبت و اسفناج خرد کرده را در روغن و پیاز سرخ کرده داخل کنند و قبل از این که سبزی پخته شود و بروغن آید آبغوره میریزند و پس از اینکه بروغن آمد بردارند و کمی شنبلیله را هم به سبزی قورمه اضافه کنند.
جمله سازی با قورمه سبزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودخانه سومبار تنها رود دائمی در منطقه است که در سالهای اخیر سد مخزنی سومبار بر روی آن احداث شد تا ذخیره آب کشاورزی منطقه و آب آشامیدنی شهر گردد. مکان زیارتی شاهزاده نبی آن قدمت بسیاری داشته و مورد توجه اهالی منطقه میباشد. صنایع دستی سنتی چرمی و چوبی به لحاظ التزامات زندگیهای دوران گذشته بوده و به ندرت یافت میشود. از غذاهای سنتی میتوان به اشکنه، قوروتو، نان دستی (تنوری)، انواع آش با سبزیهای وحشی و خودرو محلی و مخصوص فصلهای بهار و تابستان و شوربا (شوروا) اشاره کرد و از خوراکیهای سنتی آن قره قروت، کشک (قروت)، تلخان، قورمه (گوشت لقمه پخته شده)، قوورما (دانههای پخته شدهٔ گندم، نخود، بادام، زردآلو و … که مخصوص فصل پاییز و زمستان میباشد) را نام برد.
💡 به گیاهان خوراکی معمولاً سبز رنگ که در تهیه خوراکها، دسرها و سایر خوردنیها به کار میرود، سبزی برگی میگویند. از سبزیهای برگی در پخت برخی غذاها مثل: قورمهسبزی، انواع کوفته، انواع کوکو و انواع آش و هم چنین تهیه انواع ترشی استفاده میشود. در ایران و برخی کشورهای دیگر، برخی از سبزیهای برگی به صورت خام و در قالب دسر همراه غذا مصرف میشود.