قصبه و توابع

لغت نامه دهخدا

قصبه و توابع. [ ق َ ص َ ب َ وَ ت َ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند در 34 هزارگزی خاور خوسف. موقع جغرافیایی آن کوهستانی وهوای آن معتدل است. سکنه آن 86 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه جات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند و در ۳۴ هزار گزی خاور خوسف واقع و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است.

جمله سازی با قصبه و توابع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 -یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان گوید؛ خوست ناحیتی از نواحی طخارستان و از اعمال بلخ بوده، آنرا یک قصبه و چهار درهٔ سبز و خرم و پر درخت است. و در جایی نیز چنین گفته؛ خوست ناحیتی بوده‌است از بلاد فارس و نزدیک دریا.

💡 در نوزدهم دیماه سال ۱۳۱۶، با اصلاح قانون تقسیمات کشوری و براساس ماده یک آن، کشور ایران مطابق نقشه و صورت ضمیمه به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان [و ۲۹۰ بخش] تقسیم شد. در این اصلاحیه نیز، هر استان مرکب از چند بخش و هر بخش مرکب از چند دهستان و هر دهستان مرکب از چند قصبه و ده است. استان‌های ده‌گانه کشور و شهرستان‌های تابعه:

💡 ولادیمیر مینورسکی از اعضای کنسول روسیه در ساوجبلاغ مکری در سال ۱۲۸۹ شمسی به درخواست سردار محمدحسین‌خان به بوکان دعوت شده بود. به گفتهٔ مینورسکی در این زمان، بوکان یک قصبه و مرکز اداری یک بخش و محل سکونتِ نسل به نسل حاکمان مکری بوده است. محمدحسین خان حدود ۹۰۰۰ نفر رزمندهٔ نسبتاً مسلح از کُردهای مکری را تحت فرمان خود داشت.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز