قرار زدن

لغت نامه دهخدا

قرار زدن. [ ق َ زَدَ ] ( مص مرکب ) مقرر داشتن. مقرر کردن:
به سوی هند قرار فرار زد شه زنگ
چو قوقه کله شاه چین نمود از دور.بدر چاچی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مقررداشتن معین کردن.

جمله سازی با قرار زدن

💡 کاشکی جان مرا بودی قرار تا همیشه تن زدن بودیم کار

گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز