قدم را گلبانگ

لغت نامه دهخدا

قدم را گلبانگ زدن. [ ق َ دَ گ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جلد و تیز رفتن. ( آنندراج ):
قدم را تازه گلبانگی زدم بر ره نمیدانم
از این به نیست مرد راهرورا نغمه پردازی.واله هروی ( از آنندراج ).

جمله سازی با قدم را گلبانگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌پا و سر از بسکه دویدیم به راهت در آبله چون اشک شکستیم قدم را

💡 از ابتدای دههٔ ۱۳۲۰ با ترجمهٔ اثری کوچک از ویکتور هوگو به نام «کلود ولگرد»، نخستین قدم را در راه ترجمه برداشت و پس از آن ۱۰ سال ترجمه را کنار گذاشت.

💡 كفر سبب نا اميدى و ناسپاسى، موجب زوال نعمت است و كفران نعمت هاى خداوند قدم را مىلغزاند و نعمت را مى ربايد و از بين مى برد. كفران النعميزل القدم ويسلب النعم (342)

💡 بی وجه در رهت نیست از پا فتادن من بر دیده می نشانم در هر قدم، قدم را

💡 آن در یتیمی تو که نه هست و نه بودست مانند تو یکتا گهری بحر قدم را

💡 من ميل دارم كه شخصا اين قدم را برداشته، و راه را براى آيندگان روشن كنم، تاجانشينان من نيز با من همفكر و همقدم باشند.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز