قاب بندی بدنه
مترادفها
چارچوببندی
فرهنگستان زبان و ادب
{body framing} [حمل ونقل ریلی] چارچوب ایجادشده بر روی شاسی واگن شامل دیواره های کناری و انتهایی و سقف
جمله سازی با قاب بندی بدنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جام اندازی شیب دار با پنجرههای سقفی دیگر فرق میکند که در آن یک مجموعه شامل نقاشیهای چندگانه در سیستم قاب بندی میباشند، معمولاً برای پروندههای مشخص طراحی میشوند و در بخشهایی در محل نصب میشوند.
💡 کارگردانان این جنبش معمولاً از قاب بندیهای متعارف و روبه سوژه در ارتفاع سینه استفاده نمیکردند و زوایای دوربین آنان معمولاً نامتعارف به نظر میرسد. نماهای سربالا که به سوژهها جلوهای ترسناک یا قهرمانی میبخشد از زوایای دوربین متداول در فیلمهایشان بود. این فیلمسازان همچنین علاقه وافری داشتند که خط افق را در قاب تصویر بسیار پایین در نظر بگیرند.
💡 خانه گودال، یک ساختار نیمه به خاک سپرده با قاب بندی و سقف چمن در بالای آن است. در اینجا ما با یک نوع باستانی خاص روبه رو هستیم.
💡 بر جبههی حجاری شدهی سنگاب سقاخانهی لنبان، بر کوچه به اشعار ذیل همراه با قاب بندی و چهار سر شیر ماده مزین است:
💡 در عکاسی پرتره، قاب بندی بدنه به گونهای انجام میشود که تعادل میان سوژه اصلی و عناصر پسزمینه به خوبی رعایت شود.
💡 کارگردان با استفاده از قاب بندی بدنه، سعی میکند تمرکز بیننده را دقیقاً بر روی حالات چهره و زبان بدن بازیگر معطوف کند.
💡 قاب بندی بدنه در فیلمبرداری میتواند به انتقال احساسات مختلف از طریق نمایش بخشهایی از بدن شخصیت به مخاطب کمک کند.