لغت نامه دهخدا
فیل بالا. ( ص مرکب ) پیل بالا. ( فرهنگ فارسی معین ). بزرگ و بلند به قامت فیل. پیل اندام. || به مقدار زیاد. فراوان:
از در خاقان کجا فیل افکند محمود را
بدره بردن فیل بالا برنتابد بیش از این.خاقانی.|| توده و خرمن کرده و برهم انباشته.
فیل بالا. ( ص مرکب ) پیل بالا. ( فرهنگ فارسی معین ). بزرگ و بلند به قامت فیل. پیل اندام. || به مقدار زیاد. فراوان:
از در خاقان کجا فیل افکند محمود را
بدره بردن فیل بالا برنتابد بیش از این.خاقانی.|| توده و خرمن کرده و برهم انباشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بالای او فیلبان، بی گزاف چو سیمرغ بر قله کوه قاف