فیس کردن
مترادفها
فوت کردن، دمیدن
لغت نامه دهخدا
فیس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افاده کردن. کبر نمودن. خودنمایی. لاف زدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فیس شود.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) فخر فروختن، تکبر کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تکبر کردن افاده کردن.
ویکی واژه
(عا.)
فخر فروختن، تکبر کردن.
جمله سازی با فیس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خبرنامه امیرکبیر پس از تخریب شبانه دفتر انجمن پلیتکنیک با بولدوزر و برخورد امنیتی با دانشجویان این دانشگاه، بهصورت غیررسمی فعالیتش را ادامه داد و یکی از رسانههای اثرگذار جنبش دانشجویی ایران در نیمه دوم دهه هشتاد شمسی بود. با بازداشت تعدادی از دانشجو پلیتکنیک در پرونده گردانندگان خبرنامه امیرکبیر در سال ۸۷ و مسدود کردن خبرنامه امیرکبیر همزمان با مسدود شدن سایت فیسبوک، پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، فعالیت این رسانه کاهش یافت.
💡 یکی از چالشهای دائمی دارندگان وبگاهها و تالارهای گفتگو مقابله با خرابکاری و در عین حال برقراری آزادی بیان است. آزادی بی حد و حصر باعث تحمل اوباشها میشود و در نهایت به برهم خوردن فضای آرام گفتگو میانجامد و از طرفی کنترل و حذف انتقادات هم به دیکتاتوری ختم میشود. یکی از تکنیکهای بازدارندهای که سایتهای شناخته شده نظیر فیس بوک، بلاگر و غیره برای مقابله با خرابکاری انجام میدهند. محدود کردن امکان فعالیت به کاربران ثبت نام کرده است. با این روش آمار خرابکاری تا حدی کاهش مییابد، چرا که خرابکاری را مشکلتر و ردیابی کاربر خاطی و خرابکار را آسانتر میکند.