لغت نامه دهخدا
فلفل دار.[ ف ِ ف ِ ] ( اِ مرکب ) درخت فلفل. ( لغت محلی شوشتر ). دارپلپل. دارفلفل. رجوع به دارپلپل و دارفلفل شود.
فلفل دار.[ ف ِ ف ِ ] ( اِ مرکب ) درخت فلفل. ( لغت محلی شوشتر ). دارپلپل. دارفلفل. رجوع به دارپلپل و دارفلفل شود.
درخت فلفل. دار فلفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی سلولز، کربوهیدرات پیچیده غیرقابل هضمی است که آب را جذب میکند. این ماده برای کاهش وزن، درمان یبوست، جلوگیری از سرطان روده بزرگ و کنترل مواد سرطانزا در رودهها مفید میباشد. همی سلولز در انواع سیب، موز، لوبیا، چغندر، کلم، ذرت، سبزیهای برگی سبز، گلابی، فلفل و غلات سبوس دار یافت میشود.
💡 هنگامی که در آشپزی بحث از میوه و سبزیجات بهعنوان غذا میشود، این واژه معمولاً فقط به میوه گیاهانی گفته میشود که شیرین و گوشت دار هستند مانند آلو، سیب، پرتقال و… درحالی که گروه بسیار زیادی از سبزیجات معمولی، مغزها و غلات، میوه گیاهان خود محسوب میشوند. میوههایی که معمولاً در آشپزی و خوراکی جزو میوهها به حساب نمیآیند عبارتاند از کدوها (مثل کدو و کدو حلوایی)، ذرت، گوجه فرنگی و فلفل سبز که از نظر یک گیاهشناس میوه هستند، اما عموماً در آشپزی جزو سبزیجات در نظر گرفته میشوند. گاهی نیز میوههای مربوط به آشپزی، از نظر گیاهشناسی جزو میوهها بهشمار نمیآیند؛ مانند ریواس که در آن فقط برگ شیرین دمبرگ قابل خوردن است. همچنین بعضی از ادویهها مانند فلفل شیرین و جوز هندی، میوه هستند.