فریاد خواندن. [ ف َرْ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کردن. فریاد کشیدن. فریاد کردن. || کمک خواستن. دادخواهی کردن: تظلم برآورد و فریاد خواند که شفقت برافتاد و رحمت نماند.سعدی.شنیدم که در حبس چندی بماند نه شکوه نوشت و نه فریاد خواند.سعدی.
فرهنگ معین
( ~. خا دَ ) (مص ل. ) نک فریاد خواستن.
فرهنگ فارسی
فریاد کردن. فریاد کشیدن
ویکی واژه
نک فریاد خواستن.
جمله سازی با فریاد خواندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگهان پینک فریاد میکشد که «بس است!» و به توالتی در سالن کنسرت پناه میبرد و با حالتی پریشان شروع به خواندن یکی از شعرهایش میکند. پینک دادگاهی برای خود تشکیل میدهد و خود را محاکمه میکند. سکانس دادگاه تماماً به صورت انیمیشن است و پینک در قالب عروسکی بیروح و بیاختیار نمایش داده میشود که در کنار دیوار افتاده است. معلم مدرسه، همسر پینک و مادرش که میخواهد او را همچنان در پناه خود بگیرد در این دادگاه حاضر میشوند و سخن میگویند. سرانجام قاضی که یک جفت باسن عظیمالجثه است و سوراخ مقعد دهانش را تشکیل میدهد حکم به محکومیت پینک و تخریب دیواری که به دور خود کشیده است میدهد. دیوار فرو میریزد و فیلم با نمایش سه کودک که مشغول تمیزکردن خرابیهای ناشی از آشوب شب گذشته هستند به پایان میرسد.
💡 یشتهای بزرگ از نظر محتوا دارای ساختمان خاص هستند: توصیف، مدح و ستایش به یاری خواندن ایزدی که یشت بدو اختصاص دارد، همراه با ذکر اسطورهها و حوادثی که آن ایزد در آنها نقشی داشتهاست. اسطورهها به صورت ضمنی و غالباً فشرده به منظور اهمیت و تأثیر ایزد مورد پرستش در حوادث ذکر میگردد؛ مثلاً زمانی یکی از شخصیتهای داستان ایزد معبود را با نثارِ قربانی به یاری خوانده و او به فریاد وی رسیدهاست. به عنوان نمونه، ترجمه قسمتی از آبان یشت را که در آن توصیف اَرْدْوی سور ناهید و آمدنِ او به یاری پااوروَه[Latin ۷] کشتیران ذکر شده، نقل میکنیم: