لغت نامه دهخدا
اسقاط کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سقط کردن. افکندن. ساقط کردن.
اسقاط کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سقط کردن. افکندن. ساقط کردن.
( مصدر ) سقوط کردن ساقط کردن افکندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2- آيا اسقاط عقاب به وسيله خود توبه است يا ثوابى كه بر آن مترتب مى شود و يااينكه توبه اصلا تاءثيرى در سقوط عقاب ندارد؟
💡 مساءله 1 - ظاهر اين است كه خيار تاءخير فورى نيست در نتيجه اگر فروشنده آن راتاءخير بيندازد تا مهلت سه روزش تمام شود همچنان خيارش باقى است تا يكى ازمسقطات خيار آن را اسقاط كند.
💡 به عنوان یک فعل، "Mothball" در فرهنگ غرب کاربرد استعاری دارد، به این معنی که "کار بر روی یک ایده، برنامه یا کار را متوقف کنید، اما آن را به گونه ای ترک کنید که کار در آینده ادامه یابد". "Mothballed" یک صفت رایج برای توصیف کشتیها یا هواپیماهایی است که برای مدت طولانی ذخیره میشوند، اما برای اسقاط فرستاده نمیشوند.
💡 مثل با، تا. بينات بسم الله الرحمن الرحيم بعد از اسقاط مكرر 217 است و على ابنابيطالب هم 217 است.
💡 بـعـضـى از مـفـسـريـن گـفـتـه اند: جمله (فاغفر للذين تابوا...) دلالت دارد بر اينكهبرداشتن و اسقاط عقاب بعد از توبه، تفضلى است از خداى تعالى، چون اگر واجب بودديـگـر احـتياج نداشت ملائكه درخواست آن را بكنند، بلكه خود خداى تعالى عقاب تائبين رااسقاط مى كرد.
💡 تمام فرائض مذهبى را خودشان به ما تعليم مى دادند و حتى احكام سنين بلوغ را،خودشان حمد و سوره ما را تصحيح مى كردند. به من مى گفتند نمازاول وقت را از دست نده، گفتم چرا؟ گفتند هم اسقاط تكليفه، هم فضيلت داره، البته توبراى فضيلت نخون قصد تو قرب باشد.