فرا دید اوردن
مترادفها
پیشبینی کردن
لغت نامه دهخدا
( فرا دید آوردن ) فرا دید آوردن. [ ف َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): ایزدتعالی آنجا روشنائی فرا دید آورد. ( تاریخ سیستان ).
فرهنگ فارسی
( فرادید آوردن ) پدید آوردن
جمله سازی با فرا دید اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ذکر دل ترا آید فرا دید همه احوال تو یکسر بگردید