فر خوردن

کلمه «فر خوردن» در زبان فارسی به معنای پیچ‌خوردن یا حالت فرفری پیدا کردن است و عمدتاً برای توصیف مو یا برخی اشیاء به کار می‌رود. این واژه نشان می‌دهد که چیزی به جای صاف بودن، دارای خم‌ها و انحناهای کوچک شده و حالت مواج یافته است. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «موهای او فر خورد»، منظور این است که موها به شکل حلقه‌ای یا موج‌دار درآمده‌اند. «فر خوردن» بیشتر به ظاهر و بافت یک جسم اشاره دارد و تغییر شکل صاف و یکنواخت آن را نشان می‌دهد. در ادبیات و توصیف‌های هنری، این واژه برای خلق تصویری ملموس و دقیق از شکل مو یا اشیاء به کار می‌رود و جزئیات فیزیکی و بصری را برجسته می‌کند، که موجب جذابیت و تنوع شکل‌ها می‌شود. به طور کلی، «فر خوردن» یعنی یک شیء یا مو حالت پیچ‌خورده، موج‌دار یا فرفری پیدا می‌کند، به جای اینکه صاف و مستقیم باشد.

لغت نامه دهخدا

فر خوردن.[ ف ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیچ درپیچ شدن. فرفری شدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فِر شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( در بازی شیر یا خط ) بدور خود چرخیدن سکه ای که به وسیله ضربه انگشت شست بلبه آن بهوا پرتاب می شود.