فاسد ساختن
مترادفها
تباه کردن، خراب کردن، فاسد کردن
متضادها
اصلاح کردن، سالم کردن، نیکو ساختن
لغت نامه دهخدا
فاسد ساختن. [ س ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تباه کردن. رجوع به تباه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تباه کردن معیوب ساختن.
تباه کردن.
جمله سازی با فاسد ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابو جعفر، محمد باقر، او را باقر خواندند، چون باقر از بقر الارض است به معناىشكافتن زمين و آشكار ساختن پوشيدگيهاى و مكامن آن. از اين رو، او چنان گنج هاى مخفىمعارف و حقايق احكام و لطايف را ظاهر ساخت كه بر كسى جز آن كه چشم بصيرتش كوداست و يا باطن و نهادش فاسد، پوشيده نماند. از اين جهت است كه گفته اند: آنبزرگوار، شكافنده و جامع علم است و صفاى قلبش، او را رفعت داده و علم و عملش را پاكساخته و نفسش را طهارت و خلقتش را شرافت بخشيده و عمرش را در طاعت خدا سپرى كردهاست. او به مقاماتى عرفانى واصل بود كه زبان وصف كنندگان از وصفش عاجزند و اورا كلماتى است بسيار، در سلوك و معارف كه در اين مختصر نمى گنجد. (736)
💡 شيطان، دشمن رستگارى انسان است و سوگند خورده است كه همواره در راه انسان، چاهگمراهى بكند و پرتگاه گناه پديد آورد و انسان را مانند خودش جهنّمى كند. از اين رو،براى تباه ساختن عمل انسان، دام مى گسترد و عبادت او را فاسد مى كند. يا از راه ريا وخراب كردن نيّت. يا پديد آوردن عُجب و خودپسندى به خاطر عبادت. يا از طريق سلبتوفيق از انسان. و... يا از راه كشاندن به گناه، كه موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمتانسان در طريق بندگى مى شود.