رایج ساختن
مترادفها
رواج دادن، متداول کردن
متضادها
منسوخ کردن
لغت نامه دهخدا
رایج ساختن. [ ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) رایج کردن. رجوع به رایج کردن شود.
فرهنگ فارسی
رایج کردن.
رواج دادن، متداول کردن
منسوخ کردن
رایج ساختن. [ ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) رایج کردن. رجوع به رایج کردن شود.
رایج کردن.