لغت نامه دهخدا
فارسی هخامنشی. [ ی ِ هََ م َ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به فارسی باستان شود.
فارسی هخامنشی. [ ی ِ هََ م َ ن ِ ] ( اِخ ) رجوع به فارسی باستان شود.
رجوع شود به:فارسی باستان، زبان و آثار
💡 فرمانده هنگ محافظ شاه، همزمان فرمانده گارد ده هزار نفری جاویدان هم بود. احتمالاً او مافوق فرمانده گارد سوار نیز بودهاست. او از قدرتمندترین شخصیتهای شاهنشاهی بهشمار میآمد و در اواخر عهد هخامنشی رسماً «نایبالسلطنه شاه» بود و به فارسی باستان «حاکم دوم» نامیده میشد.
💡 فیلیپ کیپر مدتها پیش اظهار داشت که نامهای هیشتاسپ (پدر و همچنین نوادگان داریوش بزرگ)، آتوسا (هوتَوسا، دختر ارشد کوروش بزرگ و شاهدختهای متعدد پارسی)، پیسَوتنس (Pišišyaoθana، شاهزاده پارسی، پسر ویشتاسب)، داماسپ (فرم فارسی باستان جاماسب، شاهزاده هخامنشی) و سپنددات (Spəntōδāta، نام شاهزاده پارسی که کتسیاس، بر بردیای دروغین گذاشته بود) نشان میدهند که هخامنشیان به دین زرتشت آشنایی داشته و سنت زرتشت را گرامی میداشتند. با کشف کتیبههای ایلامی در تخت جمشید، و دیدن نامهای چندگانهٔ اوستایی، این فرضیه برای پژوهشگران مستند شد.