غیب خانه
لغت نامه دهخدا
غیبخانه. [غ َ / غ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نهانخانه. ( آنندراج ). خانه غیب. عالم غیب. رجوع به غَیب شود:
چو نور شمع ز فانوس در تجلی بود
فروغ حسن تو از غیبخانه تقدیر.میرزا طاهر وحید ( ازآنندراج ).
فرهنگ عمید
عالم غیب.
جمله سازی با غیب خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واکنون همه شب منتظرم تا بفروزند شمعی که به هر خانه چراغی نهد از غیب
💡 روستای ایجدانک از قدیمیترین روستاهای دشت ورامین است و آثار تاریخی و فرهنگی فراوانی دارد که عبارتند از تپه (قلعه) شرق روستا، حمام، مسجد، قبرستان قدیمی، دخمهها، امامزاده غیبی یعقوب و نقاره خانه (قربال)