غنچه غنچه شدن

مترادف‌ها

شکفتن، جوانه زدن

متضادها

پژمرده شدن، خشک شدن

لغت نامه دهخدا

غنچه غنچه شدن. [ غ ُ چ َ / چ ِ غ ُ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مانند غنچه شدن. غنچه وار گشتن:
بر لب دجله ز بس بوس لب نوش لبان
غنچه غنچه شده چون پشت فلک روی زمین.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مانند غنچه شدن غنچه وار گشتن.

جمله سازی با غنچه غنچه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر لب دجله ز بس نوش لب نوش‌لبان غنچه غنچه شده چون پشت فلک روی زمی

💡 جایی که از لب تو باران بوسه بارد دل غنچه غنچه خیزد، جان خوشه خوشه روید

💡 با آمدن فصل بهار و افزایش دمای هوا، تمام درختان باغستان کم‌کم شروع به غنچه غنچه شدن و آماده شدن برای شکوفایی کردند.

💡 مشاهده غنچه غنچه شدن شاخه‌های درخت گلابی در باغ، نویدبخش یک فصل پر از شکوفه‌های زیبا و میوه‌های شیرین برای کشاورزان آن منطقه است.

💡 طبیعت با ظرافت تمام، شاخه‌های درختان را به صورت غنچه غنچه شدن در می‌آورد تا چرخه حیات و زیبایی دوباره در جهان تکرار شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران