غمزه بازی
مترادفها
چشمک زدن
لغت نامه دهخدا
غمزه بازی. [ غ َ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) غمزه کردن. رجوع به غمزه و غمزه کردن شود:
میکرد بوقت غمزه بازی
بر تازی و ترک ترکتازی.نظامی.
فرهنگ عمید
غمزه کردن، اشاره کردن با چشم و ابرو از روی نازوکرشمه: می کرد به وقت غمزه بازی / بر تازی و ترک ترک تازی (نظامی: لغت نامه: غمزه بازی ).
فرهنگ فارسی
غمزه کردن اشاره به چشم و ابرو کردن.
جمله سازی با غمزه بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی از داستانهای کلاسیک ادبیات فارسی، شخصیتها با استفاده از غمزه بازی و حرکات ظریف چشم، سعی در ابراز علاقه به یکدیگر دارند.
💡 او با آن غمزه بازیهای مداوم و نگاههای پرمعنا، سعی داشت توجه تمام حاضران در مجلس را به سمت خود جلب کند و توجه جلب کند.
💡 برخی معتقدند که غمزه بازی در روابط اجتماعی گاهی میتواند به عنوان یک ابزار ارتباطی غیرکلامی و بسیار موثر در انتقال احساسات عمل کند.