لغت نامه دهخدا
غش مشک. [ غ َ م ُ ] ( اِ مرکب ) گیاه رامک است که از طریق حیله بامشک مخلوط کنند. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 الف ). گیاهی که در مشک آمیزند. غشامک. ( از ناظم الاطباء ).
غش مشک. [ غ َ م ُ ] ( اِ مرکب ) گیاه رامک است که از طریق حیله بامشک مخلوط کنند. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 187 الف ). گیاهی که در مشک آمیزند. غشامک. ( از ناظم الاطباء ).
گیاه رامک است که از طریق حیله با مشک مخلوط کنند گیاهی که در مشک آمیزند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نافه های خون ز غزالان هاشمی بالله خطاست گویمت ار، مشک چین شدی
💡 به زلفکان سیاهت به جای مشک و عبیر چه بینم این همهگرد و غبار میدان را
💡 نگاه کردم و دیدم قدی چو سرو بلند دو زلف مشک و دو لب ورخان آتش
💡 گر خطا کردم و گر نه دلم اکنون باری گرم شد تا هوس مشک تتارم برخاست
💡 وصف لعل تو مرا شهد چکاند بدهن یاد زلف تو مرا مشک فشاند بمشام
💡 در ایران دوره قاجار، زنان اشراف بیشتر هوادار چادرهای مشکی یا بنفش و آبی تیره بودند.