لغت نامه دهخدا
غسل زدن. [ غ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) غسل کردن. غسل آوردن. اغتسال. رجوع به غسل شود:
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز.حافظ.
غسل زدن. [ غ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) غسل کردن. غسل آوردن. اغتسال. رجوع به غسل شود:
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز.حافظ.
( مصدر ) غسل کردن.
💡 در متون اسلامی، توصیه شده است که مسلمانان در روز عید فطر و عید قربان، تن خود را در آب بشویند و غسل کنند. غسل عید، از سنتهای مسلمانان در روز عید است و در آن فرقی بین مردان، زنان و کودکان نیست. برخلاف غسل جمعه، غسل عید میتواند قبل از اذان صبح انجام گیرد. علاوه بر غسل، عطر زدن و مسواک کردن نیز از سنتهای روز عید فطر است.
💡 مساءله 8 - در صحت روزه غسل مس ميت شرط نيست همچنانكه دست زدن به ميت در اثناءروز، باعث بطلان آن نمى شود.