غریبی کردن
عبارت «غریبی کردن» به معنای سفر کردن یا مسافر شدن است و به حرکت از مکانی به مکان دیگر اشاره دارد. در این کاربرد، «غریبی کردن» معمولاً برای کسی به کار میرود که برای مدتی از خانه یا وطن خود دور میشود. معنای دیگر «غریبی کردن» بیگانگی کردن است، یعنی عدم آشنایی با محیط یا افراد جدید و احساس غریبگی نسبت به آنها. این حالت ممکن است برای کسی که به مکان یا جمع تازه وارد میشود پیش بیاید و نشاندهنده حس فاصله یا ناآشنایی است. در برخی منابع، «غریبی کردن» به معنای وحشت کردن یا ترسیدن نیز آمده است، به ویژه در مورد کودکان و شیرخوارانی که از فرد ناشناس میترسند.
مترادفها
بیگانه شدن، دلتنگی کردن
متضادها
آشنایی کردن، همدم شدن
لغت نامه دهخدا
غریبی کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مسافر شدن. سفر کردن. بیگانگی کردن. عدم آشنایی نمودن. || وحشت کردن. ( ناظم الاطباء ). ترسیدن شیرخواره از دیدن کسی ناشناس.
فرهنگ معین
(غَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - سفر کردن. ۲ - بیگانگی کردن. ۳ - ترسیدن طفل از شخص ناشناس.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - سفر کردن مسافر شدن ۲ - بیگانگی کردن عدم آشنایی نمودن ۳ - ترسیدن طفل از شخصی ناشناس وحشت کردن.
ویکی واژه
سفر کردن.
بیگانگی کردن.
ترسیدن طفل از شخص ناشناس.
جمله سازی با غریبی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کودک پس از مدتی دوری از خانواده، در محیط جدید مدرسه شروع به غریبی کردن و گریه کردن کرد که همه را نگران ساخت.
💡 او که سالها در غربت زندگی کرده بود، وقتی به وطن بازگشت، از شدت غریبی کردن و دلتنگی برای گذشته بسیار متاثر شد.
💡 گاهی اوقات انسان در میان جمعیتی بزرگ نیز احساس تنهایی میکند و شروع به غریبی کردن در دنیای پر از آدمهای غریبه مینماید.