لغت نامه دهخدا
غرض و مرض داشتن. [ غ َ رَ ض ُ م َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) باغرض بودن. نظر شخصی داشتن. غرض داشتن.اشکال تراشی در کارها کردن. دشمنی و دوروئی داشتن.
غرض و مرض داشتن. [ غ َ رَ ض ُ م َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) باغرض بودن. نظر شخصی داشتن. غرض داشتن.اشکال تراشی در کارها کردن. دشمنی و دوروئی داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از ايـنجا روشن مى شود افرادى كه به منظور تبليغات ضد اسلامى آيه را طورى معنىكـرده اند كه اسلام مى گويد: (با هر كافرى روبرو شدى گردنش را بزن )! چيزىجز اعمال غرض و سوء نيت نيست، و گرنه خود اين آيه صراحت در مساءله روبرو شدن درميدان جنگ دارد.
💡 اما نسبت به كافرى كه با اسلام و مسلمين جنگ دارد (كافر حربى ) پس حرمتى براى او درحال حياتش نيست، در نتيجه بعد از مرگش هم حرمتى ندارد پس مانعى از تشريح بدنكافر حربى وجود ندارد به خاطر هر غرض و هدفى كه باشد، و ديه هم وجود ندارد وگناهى هم در اين مورد نيست.
💡 پس اين جايز نيست كه كسى بگويد جواز نكاح و هم خوابگى تابع غرض و ملاك نامبردهاست، اگر آن ملاك بود ازدواج و همخوابگى نيز جايز است و اگر آن ملاك نبود،
💡 مؤ لف: پاسخى كه فخر رازى داده مبتنى بر مسلكى است كه درفعل خداى تعالى دارد، چون او معتقد است كه افعال خدا از روى غرض و مصلحت نيست وعمل خرافى را از خداى تعالى جايز مى داند.
💡 مسرور غرض و مغرور عوض نبودهام، با عشق دمسازی دارم و با صدق دل رازی، اینک مدت چهل سال است تا قناعت توشهٔ من بودست، و فقر پیشهٔ من.
💡 آنگاه قصد مدینه کند که رسول(ص) فرمود، «هرکه پس از وفات من مرا زیارت کند، همچنان بود که در حال حیات» و گفت، «هرکه قصد مدینه کند و غرض وی جز زیارت نبود، حقی ورا ثابت شود نزد خدای تعالی که مرا شفیع وی گرداند.»