غذای بالینی
مترادفها
رژیم درمانی
فرهنگستان زبان و ادب
{medical food} [علوم و فنّاوری غذا] غذایی که بـاید تحت نظارت پـزشک و برای مدیریت رژیم غذایی خاص در یک بیماری یا شرایط خاص مصرف شود
ویکی واژه
غذایی که بـاید تحت نظارت پـزشک و برای مدیریت رژیم غذایی خاص در یک بیماری یا شرایط خاص مصرف شود.
جمله سازی با غذای بالینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک ورزشکار ممکن است نشانههایی از محدودیت غذایی را نشان دهد، اما معیارهای بالینی اختلال خوردن را برآورده نکند. همچنین ممکن است اختلالهای ظریف قاعدگی، مانند تغییر در طول چرخه قاعدگی، عدم تخمکگذاری، یا نقص فاز لوتئال را نشان دهند، اما هنوز آمنوره کامل ایجاد نکردهاند. به همین ترتیب، تراکم استخوان یک ورزشکار ممکن است کاهش یابد، اما ممکن است هنوز به زیر محدوده طبیعی منطبق با سن او نزول نکرده باشد. این علائم را میتوان «مخفی» در نظر گرفت، زیرا هیچیک از علائم ممکن است به اندازه کافی شدید نباشد که به دنبال مراقبتهای پزشکی باشد و باعث شود که سهگانه مورد توجه قرار نگیرد یا درمان نشود.
💡 استفاده از غذای بالینی در محیطهای درمانی برای بیمارانی که توانایی جویدن یا بلع معمولی را ندارند، یک ضرورت پزشکی برای جلوگیری از سوءتغذیه و ضعف سیستم ایمنی است.
💡 پزشکان تغذیه برای مدیریت دقیق سطح قند خون در بیماران دیابتی، ترکیبهای خاصی از غذای بالینی را که دارای شاخص گلیسمی پایین هستند، تجویز و توصیه میکنند.
💡 در مراحل حساس پس از عمل جراحی، تجویز غذای بالینی با بافت نرم و غنی از پروتئین میتواند به روند بهبودی سریعتر بافتها و استحکام بدن کمک شایانی کند.