علاءالملک علوی

لغت نامه دهخدا

علاءالملک علوی. [ ع َ ئُل ْ م ُ ک ِ ع َ ل َ] ( اِخ ) وی عهده دار وزارت سلطان خوارزمشاه و مردی فاضل و عالم و ادیب بود. بعربی و فارسی شعر میگفت. دختر شیخ فخرالدین بن خطیب ری را به زنی گرفته بود. علأالملک وقتی غلبه چنگیزخان را بر خوارزمشاه دید بنزداو رفته و امان خواست. چنگیز نیز وی را امان داده واز خواص خویش قرار داد. ( از عیون الانباء ج 2 ص 26 ).

جمله سازی با علاءالملک علوی

💡 بدین منظور خدمت علمای بلاد اسلامی رسید و فتوی گرفت: «که بر سلطان مسلمین واجب است تا خلیفه ناشایست و نالایق را از کار عزل کند و خلافت را به سادات حسینی که استحقاق آن را دارند، بسپارد و از ائمه ممالک خویش استفتاء کرد که هر امام که بر امثال این حرکات که ذکر رفت اقدام نماید امامت او، حق نباشد و چون سلطانی را که مدد اسلام نماید و روزگار بر جهاد صرف کرده باشد قصد کند آن سلطان را رسد که دفع چنین امام کند و امامی دیگر نصب گرداند و وجه دیگر آن که خلافت را سادات حسینی مستحق‌اند و در خاندان آل‌عباس غصب است.» بدین ترتیب سلطان محمد با غاصب خواندن خلیفه و عدم تلاش آنان در حفظ مرزهای اسلامی، عدم صلاحیت او را در داشتن مقام خلافت اعلام نمود و در سال ۶۰۹ قمری / ۱۲۱۲ میلادی با سید علاءالملک ترمذی به عنوان خلیفه بیعت کرد. وی از بزرگان سادات بود که پدرانش در بلخ و ترمذ و غزنه و طخارستان نقابت علویان را داشتند.