علاءالدین بهمنی
لغت نامه دهخدا
علاءالدین بهمنی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ ب َ م َ ] ( اِخ ) احمدشاه ثانی. دهمین تن از سلاطین بهمنی در «گلبرگه » که از 838 تا 862 هَ. ق. سلطنت کرد. ( از طبقات سلاطین اسلام ص 288 ).
علاءالدین بهمنی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ ب َ م َ ] ( اِخ ) حسن گانگو. مؤسس سلسله بهمنی در دکن. او از افاغنه ای است که در خدمت یکی از براهمه دهلی سر میکرد و در عهد سلاطین تغلقی بمقامات عالیه رسید و ظفرخان لقب یافت و در 748 هَ. ق. با لقب علاءالدین حسن گانگو بهمنی بر تخت گلبرگه نشست. ( از طبقات سلاطین اسلام ص 286 ).
علاءالدین بهمنی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ ب َ م َ ] ( اِخ ) ( شاه... ) شانزدهمین تن از سلاطین بهمنی گلبرگه که از 927 تا 939 هَ. ق. سلطنت کرد. ( از طبقات سلاطین اسلام ص 288 ).
علاءالدین بهمنی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ ب َ م َ ] ( اِخ ) همایونشاه.یازدهمین تن از سلاطین بهمنی گلبرگه که از 862 تا 865 هَ. ق. سلطنت کرد. ( از طبقات سلاطین اسلام ص 288 ).
جمله سازی با علاءالدین بهمنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۶۹۳ قمری علاءالدین برادرزاده جلالالدین فیروز خلجی پادشاه دهلی، بیجاپور را به تصرف درآورد و در ۷۴۸ق/۱۳۴۷م بیجاپور ضمیمهٔ قلمرو بهمنیان دکن شد. تا این زمان بیجاپور ناحیهٔ مرزی دورافتاده و ناآرامی بود، اما پس از آن، ثبات بیشتری یافت. قلمرو بهمنیان در دورهٔ وزارت محمود گاوان، وزیر نامی این خاندان به ۵ ناحیهٔ اداری تقسیم شد که یکی از آنها بیجاپور بود. در همین دوره، محمود گاوان یکی از غلامان گرجی خود به نام یوسف عادلخان را که پسرخواندهٔ او نیز بود، به حکومت بیجاپور منصوب کرد. وی که مدعی بود از فرزندان سلطان مراد دوم عثمانی است، در ۸۹۴ق/۱۴۸۹م از فرصت سود جست و در بیجاپور علم استقلال برافراشت و در ۸۹۵ یا به روایتی ۸۹۶ق پادشاهی سلسلهٔ عادلشاهیان به مرکزیت بیجاپور را بنیان نهاد.
💡 محمد شاه اول پسر علاءالدین بهمنشاه به سلطنت بهمنیها سازمان بخشید و آن را در هیبت یک سلسله واقعی درآورد. حکومت مرکزی از لحاظ اداره امور کشوری، لشکری و قضایی به سه بخش عمده تقسیم شد. قسمت کشوری در دست «وکیل سلطنت» یا نخستوزیر بود که وزیران و دبیرانی در اختیار داشت. بخش قضایی نیز شامل قاضیان و مفتیان بود و حفظ آرامش و امنیت شهرها در دست کوتوالها (مأموران عالیرتبه پلیس) و محتسبها بود. در بخش نظامی، فرمانده کل قوا در مرکز فرماندهی تعدادی فرمانده زیردست داشت از جمله: فرمانده «باربرداران» که نیروهای نامنظم را بسیج میکرد؛ «بخشی» یا مأمور پرداخت؛ فرمانده «خاصه خیل» یا پاسداران سلطان، نیروی چهارهزار نفری سربازان مجهز و تعلیمدیده؛ و فرمانده دویست تن «یکهجوانان» یا «سلاحداران» که نگاهداری سلاحهای شخصی سلطان به عهده آنها بود.