لغت نامه دهخدا
عطرپاشی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل عطرپاش. عطربیزی. عطر افشاندن. ( از فرهنگ فارسی معین ).
عطرپاشی. [ ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل عطرپاش. عطربیزی. عطر افشاندن. ( از فرهنگ فارسی معین ).
عمل عطر پاش عطر بیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پر عطر شود آستی و دامن آفاق زان رخت که پوشی و از آن مشک که پاشی