عطر فزای

لغت نامه دهخدا

عطرفزای. [ ع ِ ف َ ] ( نف مرکب )عطرفزا. عطرفزاینده. افزاینده خوشبوی:
بید بسوز و باده کن راوق و لعل و باده را
چون دم مشک و بید عطرفزای تازه بین.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 458 ).

فرهنگ فارسی

عطر فزا عطر فزاینده

جمله سازی با عطر فزای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوی رحمان که در آفاق جهان مستترست عطر آن روح فزای دل مسکین آمد