عزیز شدن

لغت نامه دهخدا

عزیز شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گرامی شدن. ارجمندشدن. اعتزاز. تعزّز. عِزّ. عزازة. عزة:
تا شوی از جمله عالم عزیز
جهد تو می بایدو توفیق نیز.نظامی.تو آنگه شوی پیش مردم عزیز
که مر خویشتن را نگیری به چیز.سعدی.مرا قبول شما نام در جهان رفته ست
مرا به صاحب دیوان عزیز شد دیوان.سعدی.- امثال:
میخواهی عزیز شوی، یا دور شو یا کور شو. ( امثال و حکم دهخدا ).
|| گرانبها شدن. گران شدن: نرخها عزیزشد یک من گندم به هشت درم. ( تاریخ سیستان ). در این سال بود که نرخها عزیز شد، من گندم به دویست درم نقدشد و جو به صدوهشتاد درم... همچنان غله عزیز میشد تا منی گندم در ناحیه سیستان به هزارودویست درم رسمی شد. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

گرامی شدن ارجمند شدن

جمله سازی با عزیز شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو هیچ عزت فرمان حق نکردستی عزیز من ز شدن چاره نیست، خوار بمیر

💡 همدمی دارم عزیز، از من جدا خواهد شدن لاجرم مسکین دلم، در اضطراب، افتاده است

💡 محمد تقوی بازیکن سابق تیم استقلال دربارهٔ کشته شدن #میلاد_زارع هوادار آبی‌ها در #اعتراضات_سراسرای نوشت: میلاد عزیز به مانند هر خانواده‌ای که عزیزش را از دست می‌دهد داغدار قتل بی‌رحمانه تو هستم، #استقلال یکی از فرزندانش را از دست داد، روحت شاد که برای آزادی ایران جانت را فدا کردی.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز