عزیز خور

لغت نامه دهخدا

عزیزخور. [ ع َ خوَرْ/ خُرْ ] ( نف مرکب ) خورنده عزیز. که گرامی و ارجمندی را از میان بردارد و بخورد و فروبرد:
وی خاک عزیزخور به خواری
تن را عوض از جفات جویم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خورنده عزیز که گرامی و ارجمندی را از میان بردارد و بخورد و فرو برد

جمله سازی با عزیز خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا چو دیده و جان و دل است دیدن تو یکی عزیز و دوم لایقو سیوم در خور

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز