لغت نامه دهخدا
طیره کردن. [ طَ / طِ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آغالیدن، چنان باشد که کسی را بر کسی طیره کنند تا تند شود. برانگیختن. || خشمگین و غضبناک ساختن.
طیره کردن. [ طَ / طِ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آغالیدن، چنان باشد که کسی را بر کسی طیره کنند تا تند شود. برانگیختن. || خشمگین و غضبناک ساختن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) به خشم آوردن.
( مصدر ) تحریک کردن به عصبانیت غضبناک ساختن.
به خشم آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وان طیرهگری کردن و در راه نشستن وان سنگدلی کردن و در حجره دویدن