لغت نامه دهخدا
صفیر کشیدن. [ ص َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) سوت زدن. سوت کشیدن. || کنایه از رسوا و ذلیل نمودن. ( آنندراج ). سوت کشیدن بعلامت تحقیر:
در چمن هرگه به او همراه می بیند مرا
از پس سر چون رقیبان می کشد بلبل صفیر.سلیم ( از آنندراج ).
صفیر کشیدن. [ ص َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) سوت زدن. سوت کشیدن. || کنایه از رسوا و ذلیل نمودن. ( آنندراج ). سوت کشیدن بعلامت تحقیر:
در چمن هرگه به او همراه می بیند مرا
از پس سر چون رقیبان می کشد بلبل صفیر.سلیم ( از آنندراج ).
( مصدر ) ۱ - سوت زدن سوت کشیدن. ۲ - سوت کشیدن به علامت تحقیر رسوا و ذلیل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفس کشیدن مرغ اسیر پرواز است مباد صید رهائی شوی ز دام صفیر