صرفه جوئی کردن

مترادف‌ها

صرفه‌جویی کردن، بهینه کردن

متضادها

اسراف کردن، تلف کردن

لغت نامه دهخدا

صرفه جوئی کردن. [ ص َ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرج به اندازه کردن.اقتصاد. رجوع به صرفه جوئی و صرفه نگاه داشتن شود.

جمله سازی با صرفه جوئی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مورد ارز اختصاصی برای اعزام بیماران به خارج، هیئت امنای ارزی پزشکی تشکیل و بیماری هائی که در داخل امکان معالجه و درمان داشت، در داخل انجام و ارز قابل توجه آن به ورود گسترده تجهیزات پزشکی به کشور و تجهیز مراکز درمانی و بهره‌مندی از پزشکان برجسته کشور و در نهایت صرفه جوئی فراوان ارزی آنهم در زمان جنگ که حوزه پزشکی اهمیت فراوانی می‌یابد، صورت پذیرفت.

💡 دولت‌ها برای مدیریت بهتر بودجه‌های عمومی، تلاش می‌کنند تا با اتخاذ سیاست‌های جدید، در هزینه‌های جاری و مصرف انرژی، صرفه جوئی کردن را در اولویت قرار دهند.

💡 ما باید یاد بگیریم که با مدیریت صحیح منابع آب و استفاده هوشمندانه از آن‌ها، در مصرف روزانه خود صرفه جوئی کردن را تمرین کنیم.

💡 شرکت‌های بزرگ صنعتی با به‌کارگیری فناوری‌های نوین در خط تولید، سعی در صرفه جوئی کردن در مواد اولیه و کاهش ضایعات تولیدی خود دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران