لغت نامه دهخدا
صحت یافتن. [ ص ِح ْ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) شفا یافتن. تندرست شدن. بی آهو گشتن:
زآنکه صحت یافت از پرهیز رست
طالب مسکین میان تب درست.مولوی.
صحت یافتن. [ ص ِح ْ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) شفا یافتن. تندرست شدن. بی آهو گشتن:
زآنکه صحت یافت از پرهیز رست
طالب مسکین میان تب درست.مولوی.
( مصدر ) شفا یافتن تندرست شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دیر یافتن صحت تنت خورشید بر روی عیسی هر روز سر گران برخاست
💡 ترک شراب و شاهدم بیمار کردست ای طبیب صحت نخواهم یافتن تا نشکنم پرهیز را