لغت نامه دهخدا
صاف صادق. [ دِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) صاف ساده. بی ریا. بی حیله و مکر. || احمق.
صاف صادق. [ دِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) صاف ساده. بی ریا. بی حیله و مکر. || احمق.
از اتباع است صاف ساده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه زن حامله بِه بخورد تا فرزندش خوشبوترو رنگ فرزند صاف تر باشد.
💡 اى مردم ! از خواب غفلت برخاسته، و از فرصت، گسترده و از تاريكى بسيار، و از كمبودن راه هايى برخيزيد، سوگند به آن كه دانه را شكافت، و انسان را خلق كرد، وعظمت را بر خود پوشانيد، اگر از ميان شما گروهى با من باشند، كه قلبهاى صاف ونياتى صادق داشته باشند، كه در آن نفاق نبوده و قصد، تفرقه افكنى نداشته باشند،قدم قدم با شمشير با آنان مى جنگم، و شمشيرها و نيزها را در اطراف آنان قرار داده، واسبها را در اطراف ايشان حركت درآورم.