شیوه جو

لغت نامه دهخدا

شیوه جو. [ شی وَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سردشت شهرستان مهاباد. آب آن از رودخانه سردشت. راه آن اتومبیلرو. سکنه آن 152 تن. صنایع دستی آن جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

شیوه جو، روستایی در دهستان ملکاری شرقی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۸۵ نفر ( ۱۹ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با شیوه جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هر لشکر که می آید ز من جان می برد، باری که می گوید که این شیوه ز بهر دلبری دارد

💡 این سبک که با نام شیوه «طاق و چفد» پشت به شیوه کهن و نخستین معماری، شیوه نعل و پایه دارد؛ چرخشگاهی بزرگ در تاریخ معماری جهان است.

💡 یکی هزار شد آشوب حسنت از خط سبز فغان ز خامه ی صنع این چه شیوه ی قلمست

💡 در این میان باید شیوه‌ای را برای کشتن دخترم انتخاب می‌کردم که او به سزای واقعی کاری که انجام داده بود برسد.

💡 من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش ندیده‌ام مگر این شیوه از پری آموخت

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز