لغت نامه دهخدا
شگفته رو. [ ش ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) گشاده رو و خندان. ( ناظم الاطباء ). شکفته رو. رجوع به شکفته رو شود.
شگفته رو. [ ش ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) گشاده رو و خندان. ( ناظم الاطباء ). شکفته رو. رجوع به شکفته رو شود.
گشاده رو خندان شکفته رو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنند آفرین بر تو مردان من شگفته شود روی خندان من
💡 یک چند چو دور چرخ در گشت آن گلبن تر شگفتهتر گشت
💡 شگفته ست رنگین بهار سرشکم ببین در برم، اشک گلگون قبا را
💡 به گردش درآمد می لعل فام شگفته ز کردار فرخنده سام
💡 گلهای معانی شگفته زو شد زیرا که سرش شکل خار دارد