فرهنگستان زبان و ادب
{butterfly fracture} [ارتاپزشکی] جدا شدن قطعه ای تقریباً مثلثی و شبیه به پروانه از استخوان های بلند
{butterfly fracture} [ارتاپزشکی] جدا شدن قطعه ای تقریباً مثلثی و شبیه به پروانه از استخوان های بلند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم ز کثرت شغل صراحی می سوزد بنور شمع چو پروانه ای که بستیزد
💡 بودی ار بر قدر سوز آتش پرستان را جزا بال هر پروانه ای شمع شبستان آمدی
💡 دستش به داغ عشق، همان دور از آتش است پروانه ای که خویش نزد بر چراغ ما
💡 گفتم که شوم شمع من پروانه ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
💡 گرفت از نو پری دیوانه ای را فتاد آتش به جان پروانه ای را
💡 ایدل ز خانه تن فکر سفر نداری پروانه ای ندانم، بهر چه پر نداری