شکستگی مارپیچ
مترادفها
شکستگی حلزونی
فرهنگستان زبان و ادب
{spiral fracture} [ارتاپزشکی] نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی مارپیچ وار دور استخوان می پیچد
ویکی واژه
نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی مارپیچوار دور استخوان میپیچد.
جمله سازی با شکستگی مارپیچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که ماگمای در حال صعود به داخل شکستگیها نفوذ کند و لایههای سنگی را قطع نماید، دایک بهوجود میآید. اغلب دایکها عمودی و مستقیم یا بهصورت مارپیچی یا شکسته و نامنظم میباشند. گاهی دایکها نسبت به سنگهای اطراف خود در برابر فرسایش از مقاومت بیشتری برخوردارند و چهره واقعی آنها بهصورت دیوار است. برخی از قسمتهای غربی اسکاتلند و جزیرههای آن از نفوذ و تشکیل دایکها بهوجود آمدهاند.
💡 نوع شکستگی که در پیچش رخ میدهد شکست مارپیچی است.