لغت نامه دهخدا
شهاب عرب. [ ش ِ ب ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) ( خواجه... ) دبیر ونامه نویس ملک غیاث الدین است. ( تاریخ رشیدی ص 93 ).
شهاب عرب. [ ش ِ ب ِ ع َ رَ ] ( اِخ ) ( خواجه... ) دبیر ونامه نویس ملک غیاث الدین است. ( تاریخ رشیدی ص 93 ).
💡 اصطلاح مظهر و واژه هم ریشه آن «ظهور» پیشینهای در اندیشه اسلامی دارد. اخوان الصفا از آنها برای توصیف فرآیندی استفاده میکردند که طی آن خداوند ابتدا صفات الهی را بر عقل کلی و سپس از طریق آن بر جهان متجلی میسازد. فیلسوفان اسماعیلیه، مانند نصیرالدین طوسی، معتقد بودند آفریدگار با جهان از طریق مظهر (محل ظهور) ارتباط برقرار میکند. شهاب الدین سهروردی، بنیانگذار مکتب فلسفی حکمت اشراق، از کلمه «تجلّی» برای بیان همین مفهوم استفاده میکرد و آن را در مورد انسانها و روح القدس به کار میبرد. ملاصدرا فیلسوف شیعه معتقد بود که خداوند خود را از طریق اسماء و صفات خود ظاهر میسازد. جریان فکری دیگری نیز در اسلام وجود دارد مانند مکتب ابن عربی که تجلی خداوند را تجلی ذات او میداند نه تجلی صفاتش.
💡 تیمور در سمرقند و سفرهای متعدد خود با راهنمایی دانشمندان برجسته توانست زبانهای فارسی، مغولی و ترکی را بیاموزد. به گفتهٔ شهابالدین بن عربشاه، تیمور نمیتوانست عربی صحبت کند. به گفتهٔ جان جوزف ساندرز، تیمور «محصول یک جامعهٔ اسلامیشده و ایرانیشده» بود و نه یک کوچنشین دشتی.