لغت نامه دهخدا
شمعساز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) شماع. کسی که شمع می سازد و می فروشد. ( ناظم الاطباء ). مرادف شمعریز. ( آنندراج ):
چراغی که می سازی از جام مل
نمی آید از شمعسازان گل.ملا طغرا ( از آنندراج ).رجوع به شمعریز شود.
شمعساز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) شماع. کسی که شمع می سازد و می فروشد. ( ناظم الاطباء ). مرادف شمعریز. ( آنندراج ):
چراغی که می سازی از جام مل
نمی آید از شمعسازان گل.ملا طغرا ( از آنندراج ).رجوع به شمعریز شود.
شماع و کسی که شمع می سازد و می فروشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موقعى كه سران قريش شنيدند مردم با وفا و مهمان نواز مدينه مقدم پيغمبر صلى اللهعليه و آله وسلم را گرامى داشته اند، و پروانه وار گرد شمع وجودش حلقه زده و بهيارى او برخاسته اند، و تازه مسلمانهاى مكه هم دسته دسته مهاجرت نموده و به پيغمبرمى پيوندند؛ لشكرى بالغ بر هزار مرد جنگى و ساز و برگ كافى كه همه گردنكشانو سران مكه در آن شركت داشتند، بسيج كرده به جنگ پيغمبر شتافتند.
💡 به گاه سوختن دل کناره گیر و بسوز نه شمع باش که سازی نخست انجمنی
💡 چه برخود راست چون فانوس می سازی لباسی را که هر شب شمع دیگر سر برآرد از گریبانش