لغت نامه دهخدا
شذ و ندر. [ ش َذْ ذَ وَ ن َ دَ ] ( ع جمله فعلیه عطفی ) کمیاب و نادر است. شاذ و نادر است. دیریاب و کمیاب است: الاّ ما شَذّ و نَدَر؛ مگر بندرت. رجوع به شاذ شود.
شذ و ندر. [ ش َذْ ذَ وَ ن َ دَ ] ( ع جمله فعلیه عطفی ) کمیاب و نادر است. شاذ و نادر است. دیریاب و کمیاب است: الاّ ما شَذّ و نَدَر؛ مگر بندرت. رجوع به شاذ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سینه نارسیده بگذرد و ندر جگر شیند خدنگی با کمان کان ترک تیرانداز پیوندد
💡 مجمر آسا عارض خوبان فروزان و ندر آن جای عود از خط مشکین عنبر تر داشتند
💡 و ندر دلش آرام نی وز مهر بر جانش رقم
💡 روز بازار فنا گرم شود و ندر وی تیغ دلّال بود،نرخ سرارزان باشد
💡 هر شب هلال عید ز ابروی یار بین و ندر هلال جام ز می آفتاب خواه