لغت نامه دهخدا
شتاب مردن. [ ش ِ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن به سرعت. مرگ سریع. زأم. ( از منتهی الارب ). زؤم. ( از منتهی الارب ).
شتاب مردن. [ ش ِ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن به سرعت. مرگ سریع. زأم. ( از منتهی الارب ). زؤم. ( از منتهی الارب ).
مردن بسرعت مرگ سریع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و كسانى كه پروا گرفتند در دوران قيامت فوق آنها (يعنى كافران منحط) قراردارند)(249) بدينسان، مراتب و درجات و منزلت حقيقى افراد بشر در آخرين حدتعالى يا انحطاطشان بروز مينمايد. برترى مومنان كه حيات جاودان آخرت و حيات طيبهرا اراده كرده اند بر كسانى كه زندگى نقد و زودرس دنيا را اراده كرده اند در همينزندگانى مشهود و آشكار است و هر خردمند منصفى ميتواند آن را تشخيص دهد. اما همينبرترى و تفاوت فاحش پس از مردن و نيز در قيامت كه به فرمايش الهى ديده آدمىتيزبين خواهد بود(250) به گونه اى وصف ناپذير مشهود خواهد گشت: (هر كسزندگى گذرا را بخواهد در اين دنيا براى او به شتاب دهيم آنچه را بخواهيم براى آنكس كه بخواهيم، آنگاه دوزخ را براى او مقرر كرديم به آن در حالى درافتد كه نكوهيدهرانده باشد. و هر كس زندگانى بازپسين را بخواهد و سعى خود را براى آن در حالىبه انجام رساند كه مومن باشد چنين كسانى سعيشان سپاسگذارده - و جزا داده - خواهدبود... بنگر كه چگونه برخى از ايشان را بر بعضى ديگر افزونى داديم، و البتهزندگانى بازپسين هم به لحاظ مراتبش بزرگتر است وهم از حيث برترى هايش).(251)