لغت نامه دهخدا
شال نمد. [ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) نمدی را گویند که از پشم بز بافند نه از پشم گوسفند. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
شال نمد. [ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) نمدی را گویند که از پشم بز بافند نه از پشم گوسفند. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
نمدی که از پشم بز مالند نه از پشم گوسفند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قرن نوزدهم، مردان عادی ایل شلوارهای دمپا گشاد (تنبان)، پیرهنهای بی یقه (قیناق)، عبایی بلند (آرخالق) که با شال محکمش میکردند و قبای نمدی گرم (کپنک) میپوشیدند. ایشان کلاه نمدی سیاه گردی (برک) نیز بر سر میگذاشتند. تفنگ، چاقو، خنجر، شمشیر و چماق نیز از مهمترین قسمتهای آراستگی مردان بهشمار میآمد. در حالی که در شهرها خاصان قشقایی به ویژه عالی مقاماتشان لباسی شبیه به خاصان قاجاری میپوشیدند: پیرهن بی یقه، عبای بلند و کلاه پوستی بلند و دواری که گاه سرش تخت بود.
💡 قالی، شال و نمد و انواع پارچههای تولیدی در این حوزه در شکل و محتوا دچار تغییراتی گردید که به نوعی سرفصل در این دست بافتهها محسوب میشود. برای مثال ایجاد گره سکایی در بافت فرش و شال(گلیم) در بافت این گونهها پیشرفتی ویژه است.