سیماب در گوش ر

لغت نامه دهخدا

سیماب در گوش ریختن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از ناشنوا و کر کردن. ( از انجمن آرا ):
همه گیتی است بانگ هاون اما نشنود خواجه
که سیماب ضلالت ریخت در گوش اهل خذلانش.خاقانی ( از آنندراج ).صهیل تازیان آسمان جوش
زمین را ریخته سیماب در گوش.نظامی ( از انجمن آرا ).

جمله سازی با سیماب در گوش ر

💡 بیقراری در دل آگاه طاقت می‌شود جوهر سیماب در آیینه حیرت می‌شود

💡 سیماب در او عقد وفا بسته بر آتش از هردو عجب اینکه نه بود و نه نمود است

💡 چو آهیخت خورشید درآبگون تیغ چو سیماب در لرزه افتند اختر

💡 یکی چون جوهر سیماب در زرنیخ گون پیکان یکی چون لاله نعمان یکی چون لؤلؤ لالا

💡 ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم سیماب در قلمرو ما آرمیده است

💡 مقیم‌گوشهٔ دل باش‌،‌گر آسودگی خواهی که حیرت می‌شود سیماب در آیینهٔ مینا

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز